X
تبلیغات
غم زمانه خورم یا فراق یار کشم؟
سلام خانم حسینی

بابا منم بریدم دیگه طاقتم تموم شده

نمیتونم ادامه بدم

فعلا بای

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 9 AM |
ُبغضی که سال هاست مرا پیرکرده است

درچشم هام  مانده و تأخیر کرده است

شاید مسافری ست که من سال های سال

در انتظار مانده و او دیر کرده است

شاید خود تویی که گلوی دلم هنوز

در آن نگاه آنی تو گیر کرده است

زیبایی  تو را و پریشانی مرا

آیینه سال هاست که تکثیر کرده است

آه ای غزال من به هوای شکار تو

جنگل کمین نشسته و تزویرکرده است

تقصیرمن که نیست که چشم من اشک را

روزی هزار بار سرازیر کرده است

من خواب دیده ام که دلت رابه پای خود

جادوگری گرفته و زنجیر کرده است

روزی صدای سرد تو حال مرا گرفت

خواب مرا صدای تو تعبیر کرده است

یوسف خوش نظر

 از وبلاگ:۳۰پل

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 9 AM |
آنشب که دلی بودبه میخانه نشستیم

               آن توبه صد ساله به پیمانه شکستیم

از آتش دوزخ نهراسیم که آنشب

               ما توبه شکستیم و دلی نشکستیم

 

 

      تقدیمی از طرف دکتر میلاد شهابی(دکترای حقوق خصوصی)

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 12 PM |

منابع كارشناسي ارشد حقوق خصوصي

حقوق مدني:
1) حقوق مدني(1) اشخاص و محجورين..................................................دكتر سيد حسين صفايي
2) حقوق مدني(2) اموال و مالكيت............................................................دكتر ناصر كاتوزيان
3) حقوق مدني(3) اعمال حقوقي...........................................................دكتر ناصر كاتوزيان - جزوه درسي حقوق مدني (3) دكتر دروديان - كتاب سقوط تعهدات دكتر شهيدي
4) حقوق مدني(4) وقايع حقوقي............................................................دكتر ناصر كاتوزيان- جزوه درسي حقوق مدني(4) دكتر دروديان
5) حقوق مدني(5) مختصر حقوق خانواده.........................................................دكتر صفايي - دكتر اسدالله امامي
6) حقوق مدني(6 و 7) دوره مقدماتي حقوق مدني عقود معين (دو جلد).................دكتر ناصر كاتوزيان
7) حقوق مدني(8) شفعه، وصيت و ارث......................................................دكتر ناصر كاتوزيان
8) قانون مدني در نظم حقوق كنوني.........................................................دكتر ناصر كاتوزيان
9) قانون مدني و قانون مسئوليت مدني
10) حقوق تجارت(1، 2، 3، 4 و 5 )................................................................دكتر اسكيني-دكتر عرفاني
11) قانون تجارت
12) قانون تصفيه امور ورشكستگي
13) قانون صدور چك
14) آئين دادرسي مدني و بازرگاني............................................دكتر سيد محسن محمدزاده افشار
15) كتاب هاي دكتر شمس
16) قانون آئين دادرسي جديد
17) قانون اجراي احكام مدني
متون فقه:
18) لمعه دمشقيه( متون 1 و 2)....................................................................دكتر شيرواني-  جزوه متون فقه(1) دكتر شكاري
19) خلاصه شرح لمعه شهيد ثاني..........................................................رضا شكري نشر پردازش


متون حقوقی:
20) Law text
21) Law made simple
22)  G.C.S.E law
نصف سوالات كنكور كارشناسي ارشد در متون حقوقي، 15 سوال از متون تخصصي حقوق و 15 سوال ديگر از زبان عمومي( شامل قواعد، گرامر، لغات و ...) است.

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 11 AM |
ممنونم از خانم رسولی که به من ای میل زده و لطف کرده.

من هم جبران می کنم و منتظر اظهار نظر شما عزیزان هستم

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 10 AM |
سلام خدمت همه ی دوستان عزیز

از ورود شما به این وبلاگ ممنونم

لطفا نظرات خود را در مورد نوشته های من بگویید

دوستدارتون :حسن زاده

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 7 PM |
       نشسته بود روي زمين و داشت يه تيكه هايي رو از روي زمين جمع مي كرد. بهش گفتم: كمك نمي خواي؟

گفت نه.

گفتم: خسته مي شي بذارخوب كمكت كنم ديگه.

گفت: نه خودم جمع مي كنم.

گفتم:حالا تيكه ها چي هست؟بد جوري شكسته معلوم نيست چيه؟

نگاه معني داري كرد و گفت:قلبم. اين تيكه هاي قلب منه كه شكسته. خودم بايد جمعش كنم.

بعدش گفت : مي دوني چيه رفيق؟آدماي اين دوره زمونه دل داري بلد نيستن. وقتي مي خواي يه دل پاك و بي ريا رو به دستشون بسپري هنوز تو دستشون نگرفته ميندازنش زمين و مي شكوننش.

ميخوام تيكه ها ش رو بسپرم به دست صاحب اصليش اون دل داري خوب بلده.

ميخوام بدم بهش بلكه اين قلب شكسته خوب شه.آخه مي دوني اون خودش گفته كه قلبهاي شكسته رو خيلي دوست داره.

تيكه هاي شكسته ي قلبش رو جمع كرد و يواش يواش ازم دور شد. و من توي اين فكر كه چرا ما آدما دل داري بلد نيستيم موندم.

دلم مي خواست بهش بگم خوب چرا دلت رو مي سپردي دست هر كسي؟

انگاري فهميد تو دلم چي گفتم. بر گشت و گفت: دلم رو به دست هر كسي نسپردم اون براي من هر كسي نبود. گفت و اين بار رفت سمت دريا.

سهمش از تنهايي هاش دريايي بود كه رازدارش بود.

 

 

 

دوستای گلم میتونین با ای  

 

 میل من در تماس باشین

 

 جهت گفتن نظرات مفیدتون

عزیزانم می تونن هر چیزی که در مورد این وب می خوان بگن هر چیزی. پیشنهاد ــ انتقاد ــ نظر ــ ایده  و هر چیزی که به ذهنشون می رسه . در هر صورت به من لطف می کنن.(این هم برای شما خانم مونا که توی چگونگی نظر دادنتون مونده بودین ) امیدوارم که لطف کنین و نظر بدین

taha_hasanzadeh@yahoo.com

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 3 PM |
اين ديوانگي است كه.....

هيچ دسته گلي را به خاطرخارش نگيريم

هيچ عشقي را بخاطر اشكش نپذيريم

                      و

هيچ كاري را به خاطر ريسكش انجام ندهيم.

آري به راستي ديوانگي است.

 

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 2 PM |

قلبمو قاب کرده بودم زده بودم به دیوار.هرکی میومد فقط از دور نگاش میکرد.به نظر خودم فاصلش با این دنیا خیلی بیشتر از یه شیشه بود.هر روز صبح که نگام به قلبم می افتاد از رو بدجنسی یه لبخند میزدم و با خیال راحت میرفتم پی زندگیم . خیالم تخت تخت بود که دیگه دلم دست و پا گیرم نمی شود. با خیال راحت زندگیمو میکنم و دست کسی هم به دلم نمیرسه. اما یه روز که از بیرون اومدم دیدم قلبم نیست.هرچی دنبالش گشتم پیداش نکردم.یه حس خیلی عجیبی داشتم.نشستم با خودم فکر کردم. یعنی قلبم کجا می تونست رفته باشه؟ من که زندونیش کرده بودم.قلبمو یکی دزدیده بود.

اها یادم اومد . کار خودش بود.............. اون دو جفت چشم سیاه............اون نگاه قشنگ

 

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 9 PM |

بد نيست اگر کمي به هم فکر کنيم


در بحبوحه خنده به غم فکر کنيم


بد نيست اگرخانه ما سيماني است


به خشت و گل و نفوذ نم فکر کنيم


هر وقت زيادمان دلي ميشکند


بد نيست که يک لحظه به کم فکر کنيم


من عاشق و تو هر که در اين عصر غريب


بد نيست اگر کمي به هم فکر کنيم

 

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 9 PM |
وقتی رفتی آسمون قلبم تاریک شد

رنگ زندگی پیشم رنگی نبود جز رنگ سیاهی شب

چرا رفتی با حرف مردم عشقمو کشتی اما ندیدی و نخواستی که ببینی من بعد تو چی می کشم

آخه بی وفا منم دل دارم دل منم تنگ می شه واست بیا و دوباره مثل گذشته با هم و پیش هم باشیم.

من نمی خوام تو این تنهایی وجودم پیر شم و بشکنم

می دونم دوستم داری اما...............

من می گم برگرد پیشم تو هم مثل من ....فراموش کن.

من می گم بی تو سرابم تو می گی نیا به خوابم آخه مگه من......

می دونم آخرش بر می گردی اما اون وقت دیگه من حالشو ندارم اگه نازتو بکشم دیگه عشقت رنگی نداره رنگ عشقمون رنگ جدایی رنگ سیاهی را به خودش گرفته .

اما با این همه بدی اینو بدون بازم من... 

                              ارسالی از طرف دوست عزیزم:ایوب غفوری

 

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 4 PM |

دوستم نداشت دروغ ميگفت هر بار که بسراغم می آمد با گريه ميگفتم راستش را بگو اگر مهر بديگری داری ترا می بخشم . و باز خنده ای ميکرد و ميگفت جز تو مهر بکسی ندارم. تا اينکه يکروز با گريه بسراغم آمد . گفت مرا ببخش بتو دروغ گفتم . دل بديگری دارم. خنده تلخی کردم و گفتم من هم بتو دروغ گفتم ترا نمی بخشم .

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 4 PM |

شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چیست؟ "

استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! "

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟ "

و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ."

استاد گفت: " عشق يعنی همين! "

شاگرد پرسيد: " پس ازدواج چيست؟ "

استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! "

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم."

استاد باز گفت: " ازدواج هم يعنی همين!!

 

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 11 AM |

چه رسمیست رسم عاشقی

درد غریبیست درد عاشقی

می دونی مهیاس هرکسی برای اثبات حرف و ادعای خودش مدرکی میاره و من فکر می کنم که مرگ من برای اثبات حرفم بهترین مدرک باشه

 

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 7 PM |
       اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم هرگز باران را دلیل نیامدنت نمی کردی ای رنگین کمان من
+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 10 AM |
                           

هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه.

 

اگر كسي سراغ مرا گرفت بگوييد رفته است باران ها را تماشا كند واگر اصرار كرد بگوييد به ديدن طوفان ها رفته است و اگر باز هم سماجت كرد. . بگوييد رفته است تا ديگر باز نگردد.

 

 

به این ستارگان که ازجنس آتش اند شک کن

به حرکت خورشید تردید کن؛ حقیقت را دروغ بشمار؛

ولی هرگز به عشق من شک مکن.

 

 

کاش تمام تلخي ها مانند پر کاهي بايک باد نيست شود.

 

                            

 

آنان که عشق خود را آشکار نکنند معشوق نخواهند بود.

 

احتیاط باید کرد ، همه چیز کهنه میشود و اگر کوتاهی کنیم ، عشق نیز.

 

 

گفت همیشه می مانم و من نمی دانستم که همیشه فردا تمام می شود .

گفت همیشه می مانم و من نمی دانستم که همیشه فردا تمام می شود .

گفت همیشه می مانم و من نمی دانستم که همیشه فردا تمام می شود .

گفت همیشه می مانم و من نمی دانستم که همیشه فردا تمام می شود.

 

كاش مي شد سه چيز را از كودكان ياد بگيريم:

بي دليل شاد بودن و پاي كوبيدن

هميشه سرگرم كار بودن و بيهوده ننشستن

و

حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فرياد زدن.

 

 

میگویند خدا همیشه با ماست . . . . ای غم ، نکند خدا تو باشی؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 6 PM |

به خدا خسته از آن زخم زبانت شده ام

بی خيال تو و ابروی کمانت شده ام

عشق تو بر دل من بار گرانيست و من

بی تحمل شده از بار گرانت شده ام

آنقدر دلبر و دلدار و فريبا نشدی

مکن اين فکر که مجنون زمانت شده ام

دو سه روزيست که رفتی و دلم آزاد است

آری آزاده ترين مرد جهانت شده ام

اشکم از ديده فرو ريخت و رسوايم کرد

حرف آخر...تو کجايی؟نگرانت شده ام

 

 

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 6 PM |


شب که مي شه

تو هم مياي

مثل ستاره ها فقط

بعد غروبا در مياي

وقتي که خورشيد مي ميره

وقتي که خوابم مي گيره

تو مثل يک ستاره اي

نورت چشامو مي گيره

تو دوري و انگار که من

تو رو کنارم مي بينم

مي خوام تو رو تو دستاي

پر از نيازم بگيرم

اي کاش مي شد که تو بياي

بياي پايين کنار من

يا من بيام اون بالاها

بشي تو تک سوار من

اي کاش مي شد که از خدا

تو رو امانت بگيرم

يا اون دستاي نازتو

واسه ضمانت بگيرم

اي کاش ميشد تو آسمون

ابرا برام پل ميزدن

تاکه بيام کنارتو

رو لبهات بوسه بزنم

اي کاش تو رو تو آسمون

اول شب نمي ديدم

ولي مگه خوابم مي برد

اگه تو رو نمي چيدم

اي کاش مي شد که شبهامون

هيچ وقت سال سحر نداشت

هميشه شب بود و منو

کنار چشمات جا ميذاشت

اي کاش ميون شب تا صبح

خط سياه وجود نداشت

هيچ وقت ميون عاشقا

خط فاصله وجود نداشت

حالا ديگه سحر شده

بايد که از پيشت برم

تنها بدون تو بايد

تنهايي هامو بشمرم

تا که بازم شب بشه و

تو خواب تو رو من ببينم

خورشيد زندگيمو من

تو اوج شبها ببينم

 

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 5 PM |
  
+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 2 PM |
دختر دل سوخنه 

 

 

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 5 PM |
 

کاشکی دوست نداشتم

اونوقت می تونستم مغرور از کنارت رد بشم بدون اينکه نيم نگاهی بهت

بندازم ...

کاشکی دوسم داشتی

اونوقت وقتی باهات حرف می زدم به چشام نکاه می کردی نه لبام ...

چقد جای وجودت خالیه کنار تنم ...

جای دستات خالیه توی دستام ...

چقد آروم قلب هزار دریچه منو تصرف کردی !

و چه آسون همه بهونه هام رو یکی کردی !

کی گفت اگه بری عشقتم می بری ؟

تو رفتی و هر روز ديوونه تر شدم واسه شنیدن زنگ صدات ...

سنگينی نفسهات ...

و اون احساس بی ثبات !

 

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 5 PM |
 

کاش قلبم درد تنهایی نداشت


چهره م هرگز پریشانی نداشت


برگهای آخر تقویم عشق


حرفهایی از یک روز بارانی نداشت


کاش میشد راه عشق را


بی خطر پیمود و قربانی نداشت





 

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 5 PM |

هرگز به دنبال کسی نباش که بتوانی با او زندگی کنی به دنبال کسی باش که بدون اون نتونی زندگی کنی

عشق مثل ساعت شنی می مونه:هونقدر که دلت را پر می کنه همونقدر کله ات را خالی می کند.(اینشتین)

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 6 PM |

این روزا روز دلتنگی است.

روز بیقراری و هزار درد بی درمون.

روز بی انصافی روزگار و یه دنیا آرزوهای محال.

دلم واسه خیلی چیزا تنگ شده.

آره بد جوری دلم گرفته.

شاید هم طبیعی باشه.

نمیدونم بقیه هم اینجوری میشن یا نه ؟

ولی من که تا حالا خیلی اینجوری شدم هنوز نتونستم بهش عادت کنم !

آخه اینبار با همیشه فرق می کنه !!

یه جوریه که آدم ته دلش می لرزه !!!

انگار ایندفعه که اومده میخواد بدجوری حالمو بگیره !!!!

حتی گوش دادن صدای استاد بنان و بدیع زاده هم که از الهه ناز و خزان تنهایی می خونن دردی رو دوا نمیکنه.

البته زیاد هم نگران نشین !

با این روشی که روزگار باهام تا کرده پوستم حسابی کلفت شده .

اما ترس من از چیزای دیگس که اینجوری دلواپسم کرده.

درهر حال قبول کنید که نمی تونم همه چیز رو براتون بگم .

فقط بدونین که حدیث زندگی یه آدم بیخودی حدیث تنهایی نمیشه .

 

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 6 PM |

ببینم رفیق تو می دونی بغض چیه درد تنهایی یا بهتر بگم عذاب وجدان چی چیه

تا حا لا شده که دلت خیلی پر شه این قدر که دلت برای خودت پر پر بشه تا حالا شده یه بغض سرد و

سخت راه گلوتو سد کنه غم بیاد روی سرت جا خوش کنه

تا حالا شده هوای گریه داشته باشی جشات پر از اشک بشن

تا حالا شده بخوای داد بزنی فریاد بکشی شاید بارت سبک بشه

گریه کنی زجه زنون بخوای با یکی حرف بزنی تا دلت خالی بشه

تا حالا شده کسی رو نداشته باشی تا سر روی شونه هاش بذاری

نه بابا اصلا شونه محکم نمی خوام یه کسی که فقط نگات کنه به حرفهات گوش کنه

نه خداییش تا حا لاشده از کرده خودت پشیمون بشی هر چند که بدونی کارت اند درستی بود

پشیمون بشی وقتی بدونی که عذاب وجدانت از روی صداقت و رفاقت بود

اصلا تا حالا شده تو فکر مرگ به کله ات بزنه

فکررهایی از این همه الودگی های ذهنی توی کله ات چادر بزنه

تا حالا شده به جز مشکی رنگی به دنیات نقش بزنه

تا حالا شده اشک ندامت از صداقت توی چشات حلقه بزنه

شده تا حالا توی اسمونت جز یه جغد شوم پر بزنه

خدا وکیلی تا حالا شده خودکشی بیادو مخ تو رو بزنه

 

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 6 PM |

به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست

از من پرسیدند عشق چیست سرو رو پایین انداختم و با گریه گفتم :

( عشق یک دنیا غمه پشت یک لبخند... )

 

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 2 PM |

اگر سنگي و ريگي در بستر رود نبود، آب سرودي سر نميداد .

اگر تنها از امید انتظار معجزه داری در اشتباهی, امید باید با حرکت توام باشد .

اگر در اولین قدم، موفقیت نصیب ما می شد، سعی و عمل دیگر معنی نداشت .

زندگی دشمن شما نیست، اما طرز فکرتان می تواند دشمن شما باشد .

سه اصل مانع پيشرفت روحي شما ميشود: منفي گرايي، قضاوت و عدم تعادل .

هميشه زيباترين قلب ها در پس زيباترين چهره ها نيست .

عظمت تو بر باورهاي توست و نهفته در وجودت .

كوتاه بين ترين افراد كساني هستند كه دوستاني را كه به سختي به دست آورده اند

به آساني از دست ميدهند .

 

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 10 AM |

اگر

اگر از اين ديوارهای آهنين
فقط يک روزنه ديده ميشد
به اندازهء نوری کوچک

اگر ميدانستم که حتی يک نفر
در اين لحظه به فکر من است
و اگر ميدانست چه ميکشم
بی درنگ به سويم ميشتافت

اگر فقط يک گوش بود که حرفهايم را می شنفت
يک عقل بود که مرا می فهميد
يک قلب بود که دردم را حس ميکرد

اگر شعرهايم را
شاعری بلند ميخواند و لذت ميبرد
رهگذری می شنفت و به اوج آرامش می رسيد
فيلسوفی نگاه می کرد و به فکر فرو ميرفت
عاشقی به معشوقش ميداد
و هر دو از عشق لبريز ميشدند

شايد در اين ظلمتِ شب
که دل تنگتر از کوچه های غربت است
تنها نبودم

 

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 10 AM |
 

ميان من وتو سکوت، ميان من وروياهايم فاصله، درسکوت وفاصله آرام می گيرم

نگران نباش ،تنها وتنها با خودت صادق باش

کسی که دوست می دارد سعادتمند است

منتظر نباشيد تا ديگران شما را شاد کنند این کاری است که تنها ازعهده خودت برمی آید

عشق تعريف هر نفس است

کلمات راستين ، خوش آهنگ نيستند

کلمات خوش آهنگ، راستين نيستند

 

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 9 AM |

غریبه

هر شب کنار پنجره می نشینم و آرزوی دیدنش را در سر می پرورانم .

خسته از صدای کوچ پرستوها عاشقانه صدایش می کنم

می خواهم کوله بار خستگی هایم را همراه التماس های درونم برایش هدیه کنم

می خواهم نجواهای شبانه ام را در سجاده عشق حکاکی کنم

می خواهم به او بگویم که چقدر دوستش دارم

 

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 9 AM |


Powered By
BLOGFA.COM