تبليغاتX
غم زمانه خورم یا فراق یار کشم؟

چه رسمیست رسم عاشقی

درد غریبیست درد عاشقی

می دونی مهیاس هرکسی برای اثبات حرف و ادعای خودش مدرکی میاره و من فکر می کنم که مرگ من برای اثبات حرفم بهترین مدرک باشه

 

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 7 PM |
       اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم هرگز باران را دلیل نیامدنت نمی کردی ای رنگین کمان من
+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 10 AM |
                           

هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه.

 

اگر كسي سراغ مرا گرفت بگوييد رفته است باران ها را تماشا كند واگر اصرار كرد بگوييد به ديدن طوفان ها رفته است و اگر باز هم سماجت كرد. . بگوييد رفته است تا ديگر باز نگردد.

 

 

به این ستارگان که ازجنس آتش اند شک کن

به حرکت خورشید تردید کن؛ حقیقت را دروغ بشمار؛

ولی هرگز به عشق من شک مکن.

 

 

کاش تمام تلخي ها مانند پر کاهي بايک باد نيست شود.

 

                            

 

آنان که عشق خود را آشکار نکنند معشوق نخواهند بود.

 

احتیاط باید کرد ، همه چیز کهنه میشود و اگر کوتاهی کنیم ، عشق نیز.

 

 

گفت همیشه می مانم و من نمی دانستم که همیشه فردا تمام می شود .

گفت همیشه می مانم و من نمی دانستم که همیشه فردا تمام می شود .

گفت همیشه می مانم و من نمی دانستم که همیشه فردا تمام می شود .

گفت همیشه می مانم و من نمی دانستم که همیشه فردا تمام می شود.

 

كاش مي شد سه چيز را از كودكان ياد بگيريم:

بي دليل شاد بودن و پاي كوبيدن

هميشه سرگرم كار بودن و بيهوده ننشستن

و

حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فرياد زدن.

 

 

میگویند خدا همیشه با ماست . . . . ای غم ، نکند خدا تو باشی؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 6 PM |

به خدا خسته از آن زخم زبانت شده ام

بی خيال تو و ابروی کمانت شده ام

عشق تو بر دل من بار گرانيست و من

بی تحمل شده از بار گرانت شده ام

آنقدر دلبر و دلدار و فريبا نشدی

مکن اين فکر که مجنون زمانت شده ام

دو سه روزيست که رفتی و دلم آزاد است

آری آزاده ترين مرد جهانت شده ام

اشکم از ديده فرو ريخت و رسوايم کرد

حرف آخر...تو کجايی؟نگرانت شده ام

 

 

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 6 PM |


شب که مي شه

تو هم مياي

مثل ستاره ها فقط

بعد غروبا در مياي

وقتي که خورشيد مي ميره

وقتي که خوابم مي گيره

تو مثل يک ستاره اي

نورت چشامو مي گيره

تو دوري و انگار که من

تو رو کنارم مي بينم

مي خوام تو رو تو دستاي

پر از نيازم بگيرم

اي کاش مي شد که تو بياي

بياي پايين کنار من

يا من بيام اون بالاها

بشي تو تک سوار من

اي کاش مي شد که از خدا

تو رو امانت بگيرم

يا اون دستاي نازتو

واسه ضمانت بگيرم

اي کاش ميشد تو آسمون

ابرا برام پل ميزدن

تاکه بيام کنارتو

رو لبهات بوسه بزنم

اي کاش تو رو تو آسمون

اول شب نمي ديدم

ولي مگه خوابم مي برد

اگه تو رو نمي چيدم

اي کاش مي شد که شبهامون

هيچ وقت سال سحر نداشت

هميشه شب بود و منو

کنار چشمات جا ميذاشت

اي کاش ميون شب تا صبح

خط سياه وجود نداشت

هيچ وقت ميون عاشقا

خط فاصله وجود نداشت

حالا ديگه سحر شده

بايد که از پيشت برم

تنها بدون تو بايد

تنهايي هامو بشمرم

تا که بازم شب بشه و

تو خواب تو رو من ببينم

خورشيد زندگيمو من

تو اوج شبها ببينم

 

+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 5 PM |
  
+ نوشته شده توسط حسن زاده در و ساعت 2 PM |


Powered By
BLOGFA.COM