ببینم رفیق تو می دونی بغض چیه درد تنهایی یا بهتر بگم عذاب وجدان چی چیه
تا حا لا شده که دلت خیلی پر شه این قدر که دلت برای خودت پر پر بشه تا حالا شده یه بغض سرد و
سخت راه گلوتو سد کنه غم بیاد روی سرت جا خوش کنه
تا حالا شده هوای گریه داشته باشی جشات پر از اشک بشن
تا حالا شده بخوای داد بزنی فریاد بکشی شاید بارت سبک بشه
گریه کنی زجه زنون بخوای با یکی حرف بزنی تا دلت خالی بشه
تا حالا شده کسی رو نداشته باشی تا سر روی شونه هاش بذاری
نه بابا اصلا شونه محکم نمی خوام یه کسی که فقط نگات کنه به حرفهات گوش کنه
نه خداییش تا حا لاشده از کرده خودت پشیمون بشی هر چند که بدونی کارت اند درستی بود
پشیمون بشی وقتی بدونی که عذاب وجدانت از روی صداقت و رفاقت بود
اصلا تا حالا شده تو فکر مرگ به کله ات بزنه
فکررهایی از این همه الودگی های ذهنی توی کله ات چادر بزنه
تا حالا شده به جز مشکی رنگی به دنیات نقش بزنه
تا حالا شده اشک ندامت از صداقت توی چشات حلقه بزنه
شده تا حالا توی اسمونت جز یه جغد شوم پر بزنه
خدا وکیلی تا حالا شده خودکشی بیادو مخ تو رو بزنه

